این یک راز است آبگین ! رازی که میدانم مثل تمام رازهای هستی ، تا نشنوی اش تا زندگی اش نکنی باورش نداری. با آن چشم های پر سوال نگاهم نکن .میدانم اگر هم باور کنی و سرت را به نشان تاکید تکان هم دهی، باز هم باورش نداری تا زمانی که زمانش برسد . غم گفتنی نیست. جای گفتن غم تنها روی کاغذ است و بس... هر وقت غم نامه داشتی برای خودت ، دردت کم می شود. غمت را به هیچکس نگو.... گفتن غم ، بر زبان آوردنش ، تلخ است و تلخ تر از آن نشنیده شدنش.... زندگی را به کام خودت زهر مار نکن ....غم را فقط باید نوشت ... نواخت ... سرود .... کشید .... هنر حاصل غمی است که بر زبان نیامد با کسی، ولی چاره ی کسان شد.......